بسم الله الرحمن الرحیم
فرآیندی که در اینجا خلاصه از آن سخن می گوییم، فرآیند تربیت و سازندگی است و صحبت از مسئولیت و ضرورت تربیت که پیش از این مباحث تربیت بایستی از آن سخن گفت در این مجال اندک نگنجانده ایم که آن خود توضیحی دارد و سیری و منطقی از چگونگی و چرایی.
اگر بخواهیم فرآیند کار تربیتی خود که جنبه پژوهشی و تئوریک داشته را به طور خلاصه و گام به گام مطرح نماییم، تا بدانیم از کجا و چگونه شروع کرده و چرا شروع کرده ایم و به دنبال آن سیر و روش و منطق کلی کار خود را مشخص کنیم این فرآیند در ذیل چند گام توضیح می یابد:
گام اول: شناخت مسائل و مشکلات و نیازهای عرصه تربیت است.
گام دوم: دسته بندی و سپس اولویت بندی مسائل موجود است.
گام سوم: گردآوری و بررسی پاسخ های موجود به مسائل است.
گام چهارم: شناخت نقاط ضعف و اشکالات پاسخ ها با توجه به ملاک هاست.
گام پنجم: تلاش برای طرح پاسخی که نقاط ضعف و اشکالات دیگر پاسخ ها را نداشته و بتواند نیازهای موجود را برطرف نماید.
اکنون سوال در این است که هرکدام از این گام ها با چه روشی دنبال شده است؟
در گام اول یعنی: شناخت مسائل و مشکلات و نیازهای عرصه تربیت، ما تمامی مسائلی که با آن مواجه هستیم و دیگران نیز به عنوان مسائل تربیت از آن ذکری به میان آورده اند، گردآوری می کنیم.
در گام دوم یعنی : دسته بندی و سپس اولویت بندی مسائل موجود می بینیم که برخی مسائل به برخی دیگر بازگشت داشته و برخی مسائل درجه دوم و ناظر به موضوع ما به حساب می آیند. به تعبیری برخی مسائل ریشه ای و برخی سطحی و برخی از مسائل درجه دو و ناظر به موضوع ما محسوب می شوند. دسته بندی سوالات با توجه به این نکته سبب می شود تا ما مسائل ریشه ای و اصلی را شناخته و از مسائل فرعی و درجه دو جدا نموده و آنها را در اولویت کار خود قرار دهیم.
در گام سوم یعنی: گردآوری و بررسی پاسخ های موجود به مسائل، با مراجعه به نظریات موجود، پاسخ های دیگران را جمع نموده و در گام چهارم یعنی: شناخت نقاط ضعف و اشکالات پاسخ ها با توجه به این ملاک که آیا پاسخ های موجود نیازهای ما را در این مساله برطرف کرده و ما را به هدف می رسانند یا خیر، به نقد و بررسی پاسخ ها و شناخت نقاط ضعف آن می پردازیم.
در گام پنجم یعنی : تلاش برای طرح پاسخی که نقاط ضعف و اشکالات دیگر پاسخ ها را نداشته و بتواند نیازهای موجود را برطرف نماید، ما نیازمند شناخت روش حل مساله هستیم. یعنی تا بدین جای کار مسائل را دیده و جواب های عرضه شده را بررسی نموده و دیده ایم که هرکدام از نقاط ضعفی برخوردار بوده و در نتیجه ما را به هدف و پاسخی که نیاز را برطرف نماید نمی رساند. لاجرم برای حل مسائل موجود بایستی روش های حل مساله یا به عبارتی روش های تفکر را بدانیم. در اینجا ما به چند چیز نیازمندیم:
1-مواد فکری: یعنی شناخت هایی که از راه تجربه و تدبر برای ما حاصل می شوند.
2-شکل فکری یا همان منطق صوری: یعنی کبری و صغری چیدن هایی که بتواند ما را به نتایج صحیح رهنمون نمایند.
3-ملاک هایی برای نقد
4-آزادی فکر از موانع و نجات فکر از شلوغی های ذهنی.
در بحث ما به صورت مصداقی راهی که رفته ایم بدین صورت بوده است:
در گام اول که به سراغ مسائل و مشکلات و نیازهای موجود در عرصه تربیت می رویم، از این روست که اولا بدانیم قرار است در چه فضایی به کار پژوهشی بپردازیم و ثانیا بدانیم گره ها و مشکلات چه هستند که به خاطر همان ها نیازهای موجود برطرف نمی شود و در نتیجه برای آنها راه حلی از منابع معتبر بیابیم.
به طور کلی اهم مسائل تربیت از پنج مساله تجاوز نمی کند:
الف) چیستی تربیت،
ب)چیستی هدف تربیت،
ج)ممکن بودن تربیت انسان،
د)چیستی ویژگی های مربی،
ه)چیستی روش های تربیتی،
پس از شناخت مسائل موجود باید برای تک تک آنها پاسخ هایی بیابیم و سپس به بررسی آنها با توجه به ملاک های صحیح پرداخته تا نقاط ضعف مشخص شده و برطرف گردند.
پیرامون مساله چیستی تربیت، آنچه که اهمیت دارد، کاربردی بودن تعریف تربیت است. به گونه ای که مربی به خوبی با دیدن تعریفی از تربیت بتواند کار خود را تشخیص داده و قلمرو کار خود را فهمیده و بداند از کدام نقطه و به کدامین شکل و شیوه و به چه هدفی شروع به کار کند.
قطعا برای یک تعریف کاربردی دقیق، نیازمند شناخت موضوع تربیت هستیم. یعنی زمانی می توانیم تعریفی بدون نقص از تربیت با ویژگی هایی که ذکر شد ارائه نماییم که موضوع تربیت که همان انسان است را به خوبی بشناسیم. لذا در سیر پژوهش برای یافتن پاسخ صحیح به مساله چیستی تربیت و برخورداری از ملاک برای نقد تعاریف موجود و شناخت نقطه ضعف آن تعاریف، باید موضوع تربیت را شناخت. منظور از شناخت انسان نیز یعنی شناختی که مرتبط با امر تربیت بوده و باید زوایا و جنبه هایی از انسان مورد شناخت قرار بگیرد که در تربیت مهم و موثر باشد. لذا شناخت انسان یعنی: 1)شناخت استعدادهای انسان و 2)جایگاه او در هستی و 3)هدفی که انسان بایستی به آن دست یابد.
پیرامون یافتن پاسخ برای مساله دوم یعنی مساله چیستی هدف تربیت و مساله سوم یعنی امکان تربیت انسان نیز ما محتاج شناخت انسان هستیم. زیرا تا ندانیم این انسان چه هدفی در هستی بایستی دنبال کند، نمی توانیم هدف تربیت را تعیین کرده و برای رسیدن به آن طرح و برنامه ارائه کنیم و یا اینکه تا انسان را نشناسیم درباره ممکن بودن تربیت او نمی توان اظهار نظر کرد تا در نتیجه بتوان روش ارائه نمود.
آنگاه که این انسان از حیث اینکه مورد تربیت قرار خواهد گرفت، شناخته شد و فهمیدیم مراد از تربیت او و هدف از تربیتش چیست، خواهیم دانست که مربی این انسان چه کسی باید باشد و از چه ویژگی هایی که حد نصاب مربی بودن است بایستی برخوردار باشد. لذا پاسخ مساله چهارم نیز محتاج شناخت انسان است.
یافتن پاسخ برای مساله پنجم یعنی چیستی روش های تربیتی و داشتن ملاک لازم برای نقد روش های موجود، بی شک بدون شناخت انسان ممکن نخواهد بود. برخی بدون آنکه انسان را شناسایی کنند به سراغ آیات و روایات به منظور یافتن روش های تربیت انسان رفته اند و هرچه را که مرتبط با روش تربیت بوده گردآوری کرده اند اما متاسفانه این روش ها نظام مند نبوده و مربی در مقام عمل هرگز نمی داند چگونه می تواند از این کلی گویی پیرامون روش های تربیتی برای تربیت متربی بهره برداری نموده و گام های خود را در این مسیر بردارد.
لذا با توجه به مسائل موجود انسان شناسی و شناخت جایگاه انسان در هستی و هدف انسان از آن جهت که موضوع تربیت است به عنوان حلقه مشترک تمام مسائل، ضرورت می یابد و باید در کار تربیتی از انسان و استعدادهای او شروع نمود.
اکنون مساله این است: انسان از آن جهت که موضوع تربیت است، کیست؟
با روشن شدن پاسخ این سوال آنگاه می توان تربیت را به بهترین وجه و کاربردی ترین حالت تعریف کرده و برای تربیت هدف معین نمود. سپس سخن از امکان تربیت کرد و ویژگی های مربی چنین انسانی را برشمرد و در نهایت روش های تربیت را ارائه کرد.
انسان کیست و یا به تعبیر دیگر استعدادهای انسان برای ایجاد تغییر در او چه هستند؟ انسان موجودی است برخوردار از چند استعداد: 1)فکر 2)عقل 3)غرایز 4)اراده 5) احساس
در اینجا نیز برای شناخت انسان باید از فکر شروع کرد:
1)فکر چیست؟
2)فکر چگونه به حرکت می افتد؟
3)موانع فکر چه هستند؟
4)روش های تفکر چیستند؟
5)چگونه تفکرها را با هم می توان هماهنگ کرد و به تعدیل رساند؟
لذا باز ما در این نقطه به بحث تفکر برخورد می کنیم و این آغاز راه تربیت است.
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعینیا