در سیر مباحث تربیتی که با چند مسئله مهم مواجه بودیم و در نهایت به مسئله «چیستی روش های تربیت» رسیدیم. بحث روش های تربیتی زیر مجموعه شکل های تربیتی است که از آن صحبت به میان آمد و در نتیجه گفته شد که بهترین شکل تربیتی آن است که انسان را مسخ نکرده و منطبق بر استعدادهای انسان باشد و با این نگاه روش های تربیت نیز باید منطبق بر استعدادهای انسانی درصدد تربیت متربی برآیند.
از این رو لازمه روش تربیتی صحیح آن است که مربی استعدادها انسان را به خوبی بشناسد و ریشه و سیر بروز یک رفتار را شناسایی نموده و قواعد حاکم بر انسان را بداند.
در نتیجه بحث بدین جا رسید که انسان هرگاه یک رفتار اختیاری از خود بروز می دهد، این رفتار در یک سیر پدید می آید. اینکه او با فکر به شناخت می رسد و سپس شناخت خود را در ترازوی عقل نهاده و پس از درک بهتر بودن یک رفتار، آن رفتار را انتخاب نموده و نسبت به آن احساس پیدا کرده و در نتیجه اراده و تصمیم برانجام می گیرد.
در این سیر استعدادهایی در انسان به کار گرفته می شوند که یک رفتار اختیاری بروز کند. استعدادهایی نظیر: فکر، عقل، بهترطلبی، انتخاب، احساس، اراده و...
در اینجا برای بررسی دقیق تر این استعدادهای انسانی و در نهایت شناخت بهتر قواعد حاکم بر انسان به منظور بهره برداری از آن ها برای ارائه روش های صحیح تربیتی؛ پیرامون هر یک از این استعدادها سوالاتی برای ما ایجاد شد و ما درصدد یافتن پاسخ برای آنها برآمدیم.
از بررسی سوالات پیرامون تفکر شروع کردیم و سوالات از این قرار بودند:
1)فکر چیست؟
2)فکر چگونه به حرکت می افتد؟
3)موانع فکر چه هستند؟
4)روش های تفکر چیستند؟
5)چگونه تفکرها را با هم می توان هماهنگ کرد و به تعدیل رساند؟
در اینجا به مواد فکری پرداختیم و در ذیل آن به بحث تدبر نیز اشاراتی رفت. اما بر سر بحث روش های تفکر، برای پاسخ به تفکر نقادانه و خلاقانه و روش های حل مسئله پرداختیم و مباحثی ارائه کردیم که از این قرار بود:
در آخرین جلسه پس از طرح مباحثی نظیر تفکر خلاقانه و تفکر انتقادی پیرامون مساله «چیستی روش های تفکر یا روش حل مساله»، استاد هادی زاده نکاتی را ارائه فرمودند که در خصوص آنها می بایست پژوهش انجام دهیم.
نکته اول: برای رسیدن به پاسخ «چیستی روش های تفکر یا روش های حل مساله» تفکرات خود را مورد ارزیابی قرار دهیم و روش هایی که خودمان برای تفکر و حل یک مساله به کار می گیریم چه هستند؟
نکته دوم: پس از یافتن پاسخ سوالات دیگری که پدید می آیند را بررسی کنیم.
نکته سوم: براساس نیازهای تفکر چه سوالات دیگری مطرح می شود؟
نکته چهارم: تفکر چگونه راه می افتد؟
نکته پنجم: فکر را چگونه از شلوغی های ذهن نجات داده و متمرکز کنیم؟
نکته ششم: گاهی در من سوالاتی وجود دارد اما اطلاعات لازم برای پاسخ به آنها را ندارم، چگونه اطلاعات لازم را به دست آورم؟
نکته هفتم: این اطلاعات را چگونه ترکیب کرده و احتمالات به دست آمده را چگونه تعدیل نمایم تا بدانم کدام احتمال به واقع نزدیک تر است؟.
طبق دستور استاد، در باب روش فکر کردن و حل مساله، تجربیات خود و دیگران را در این امر بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که روش فکر کردن علاوه بر اینکه در هر شخص مساله ای منحصر به فرد است، ویژگی هایی مشترک را داراست که می تواند تا حدی ما را به پاسخ نزدیک نماید.
هر انسان زمانی که با مشکل یا مساله ای مواجه می شود برای رفع یا حل آن نیازمند تفکر است، روش تفکر بدین صورت است که ابتدا پس از شناخت دقیق مساله تمام راه هایی که امکان و قابلیت حل مساله را داراست و یا تمام موانعی که می تواند او را از رسیدن به مقصود باز دارد و برای او مشکلی ایجاد نماید در ذهن جمع آوری کرده و سپس یکی یکی راه های احتمالی حل مساله و یا موانعی که سبب مشکل شده است را مورد ارزیابی قرار می دهد. برای مثال یکی از افراد که در این زمینه تجربه شخصی خود را عنوان می کرد با مشکل روشن نشدن چراغ مطالعه مواجه می شود. ابتدا تمام موانعی که احتمال وجود آن می رفت را در ذهن جمع آوری می کند که ممکن است عدم روشنایی چراغ مطالعه به سبب سوختن لامپ یا خرابی کلید یا قطعی سیم اتصال به منبع باشد. سپس یکی یکی به سراغ موانع رفته و آنها را به صورت عینی مورد بررسی قرار می دهد تا اشکال موجود را پیدا کرده و مانع را برطرف نماید.
اینکه فرد مشکل را در یکی از سه مانع موجود می دانسته یعنی نوعی اطلاعات یا تجربه در این باره داشته که هرگاه برای روشن کردن یک لامپ یا چراغ مطالعه با مانعی مواجه شدیم این اشکال از این سه مانع مذکور خارج نیست و چنانچه گفتیم این اطلاعات اولیه برگرفته از تجارب یا آموزش هایی می تواند باشد که او پیش از این در ذهن ذخیره کرده است.
علاوه بر این تجربه شخصی پیرامون روش تفکر، برخی روش های حل مساله به گونه تشریح کرده اند که شبیه به همین تجربیات شخصی است. برای مثال گفته اند که روش حل مساله از چند گام خارج نیست:
گام اول - کشف و تعریف مسئله
گام دوم ـ تعیین علل بروز مسئله
گام سوم ـ تعیین راهحلهای مسئله
گام چهارم ـ ارزیابی راهحلهای مختلف مسئله و انتخاب راهحل برتر
همچنین در جای دیگری روش یا مهارت حل مساله را شبیه به مطلب فوق عنوان کرده اند:
در ذیل هر کدام از این عناوین مطالب بسیاری برای توضیح ارائه شده بود که برای اختصار این متن از آوردن آنها صرف نظر کرده و همچنین برای روش حل مساله مطالب متعدد دیگری نیز وجود داشت که به دلیل شباهت با مطالب فوق از آوردن آنها خود داری نمودیم.
اکنون سوال این است:
اولا چگونه می شود راه حل ها را یافت و ثانیا ما به سبب محدودیت اطلاعات و تجارب شخصی، همواره توانایی طرح راه های احتمالی حل مساله یا به تعبیر دقیق تر «ایده های متعدد برای حل مساله» را نداریم، در چنین موقعیتی راه های تولید ایده برای حل مساله چه هستند؟
در پاسخ به قسمت اول سوال برخی معتقدند که «با آموزش و تمرین مستمر تکنیک های تفکر خلاقانه و به کارگیری تکنیک های بارش فکری» می توانیم راه های تولید ایده را کسب کنیم.
همچنین برخی مفصل بدین موضوع پرداخته و معتقدند:
چندین روش برای یافتن راهحل وجود دارد. در زیر، پنج روش تفکر را شرح میدهیم و توصیه میکنیم که برای یافتن راهحل بهطور همزمان از چند روش استفاده کنید. چهار روش اول، بیشتر خلاقانه و غیرمتداولند. با این روشها امکان رسیدن به جوابهای نو وجود دارد. روش پنجم معمول و مستقیمتر است.
سه شیوهی تفکر تداعی وجود دارد. این شیوهی تفکر، فرایند ایجاد ارتباط از طریق شباهت، تفاوت یا مجاورت است. برای مثال در روش مجاورت، راهحلها از طریق اتصال از راه نزدیکی، توالی و علت و معلول پیدا میشوند. فرایند کار اینگونه است: هر بخش از مسئله را که به فکرتان میرسد، بنویسید. سپس در مدت کوتاهی هر کلمه یا ایدهای را که به بخشهای یادداشتشده نزدیک است یا با آن رابطهی توالی یا علت و معلول دارد، بنویسید. برای نمونه تداعی مجاورت ممکن است اینگونه باشد: «شغل اشتباه- میز به هم ریخته» (نزدیکی)؛ «شغل اشتباه- دستپاچگی» (توالی)؛ «شغل اشتباه- مشتری عصبانی» (علت و معلول)
تفکر تداعی به منابع ذهن رخنه میکند و به گزینههایی میپردازد که احتمالا به آنها توجهی نمیکردید. اگر تاکنون فقط به ایدههایی که مستقیماً به مسئله مربوطند چسبیده بودید، با کمک تفکر تداعی، ممکن است که روابط دیگری در مسئله بیابید که به راهحلهای بهتری منجر میشوند.
این روش فکری راهی است برای یافتن راهحل از طریق مقایسه. فرایند حل در روش قیاس بر مبنای مقایسهی جوانب مسئله با مسئلهای دیگر (که ممکن است شباهتهایی با مسئلهی اصلی داشته باشد) است. قیاس میتواند اینگونه باشد: «کارکنان اغلب اوقات دیر به سرکار آمدهاند؛ چگونه میتوانم کاری کنم که آنها بهموقع حاضر شوند؟ این قضیه برای من مانند این است که سربازان برای نبرد دیر بیایند. آیا سربازها برای شرکت در نبرد تأخیر میکنند؟ البته.» با مقایسهی وضعیت کارکنان با سربازان، ممکن است که راهحلی برای بهموقع سرکار آمدن کارمندان پیدا کنید.
این روش تفکر بر اساس جوی آزاد، بیخطر و هرچه پیش آید خوش آید بناشده است. میتوانید بهصورت فردی یا گروهی آن را انجام دهید البته اغلب اوقات استفاده از آن در گروهی از افراد با زمینههای متنوع بهتر است. روش انجام کار به این صورت است: مسئله برای گروه شرح داده میشود و از اعضاء خواسته میشود تا هر ایدهای را، فارغ از اینکه چقدر مسخره یا غیرعملی به نظر برسد، برای حل مسئله بیان کنند. گروه دربارهی همهی ایدهها بحث میکند و بر اساس تحلیلی که دارد، آنها را بازبینی میکند، رد میکند، بسط میدهد و غیره. با توجه به برداشتی که گروه از میزان کارایی ایدهها دارد، بهترین ایده انتخاب میشود تا دقیقتر بررسی شود. برای مثال، اعضای گروه میتوانند برای افزایش فروش یا بهبود سود اقدام به بارش ذهنی کنند.
در جای دیگری پیرامون طوفان فکری یا همان بارش فکری و بارش ذهنی آمده:
یک روش عینی و عملی برای پیدا کردن راه حل ها، روش بارش ذهنی است.روش بارش ذهنی یعنی سعی کنیم بدون هیچ نوع قضاوت، بازداری، ارزش گذاری خوب و بد و یا جلوی فکر خود را گرفتن، راه حل های متعدد، متنوع و غیر قضاوتی برای مسئله ارایه بدهیم.نکته بسیار مهم در این مرحله آن است که کمیت و تعداد راه حل ها مهم تر از کیفیت آن هاست.
این حالت فکر کردن برحسب شم و الهام است. برخلاف آنچه برخی فکر میکنند، این روش غیرعقلانی نیست. شهود و شم بر واقعیات و تجربیاتی بنا شدهاند که جایی در ناخودآگاه دفن شده است. هر چه که میدانید و تجربه کردهاید میتواند باعث ایجاد باوری درمورد درستی موضوعی شود، هرچند که هرگز آن باور را واقعاً تجربه نکرده باشید. تا آنجا که میتوانید از شهودتان استفاده کنید اما آن را با محک واقعیت بسنجید.
اساس این روش تفکر، تحلیل است. این روش متداولترین و منطقیترین روش است و از الگویی گامبهگام پیروی میکند.
الف. هرکدام از علتهای مسئله را بررسی کنید. سپس بر اساس علم و تجربهای که دارید، برای هر علت راهحلهایی را بنویسید که از نظر منطقی ممکن است مسئله را حل کنند.
اما نسبت به قسمت دوم سوال باید گفت که در صورت محدودیت اطلاعات و تجارب شخصی باید از اطلاعات و تجارب دیگران بهره برد و به گردآوری اطلاعات پرداخت تا راه حل ها و ایده های متعدد را بتوان به دست آورد.
در ادامه باید بدانیم« پس از تولید راهحلهای فراوان برای حل مسئله، نوبت به انتخاب بهترین و کاراترین ایدهها، با کمک تفکر منطقی میرسد. در این مرحله ممکن است لازم باشد، بعضی از ایدهها تعدیل و یا با هم ترکیب شوند و ایدههای جدیدی به وجود آیند.»
اکنون سوال این است که ایده ها را با چه شیوه و روشی می توانیم تعدیل کرده یا ترکیب کنیم؟
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعینیا