با بررسی نمونه ها و مثال های متعددی که در پست قبل به آن اشاره شد، می توان به یک روش کلی در باب
تدبر دست یافت. ما زمانی که با یک حادثه یا پدیده و حالاتی از خودمان روبه رو می شویم، ذهن آدم با توجه به درگیری ها و دغدغه ها و سوالاتی که در آن انبار شده و شاید حتی در زمانی دور به آنها فکر می کرده، با این حوادث و پدیده ها و حالات و... ارتباط برقرار کرده و جرقه ای می خورد و از این رویدادها بهره برداری کرده و به نتیجه ای می رسد و کشفی صورت می گیرد.
به تعبیر دیگر:
1)انسان در حافظه و ذهن خویش سوالات و درگیری ها و دغدغه هایی دارد.
2)این سوالات شاید به طور موقت به فراموشی سپرده شده باشند اما وقوع یک حادثه یا پدیدایی که پدیده یا بروز یک رفتار و وجود یک حالت، جرقه ای زده و ارتباطی با آن سوالات و دغدغه ها ایجاد می کند که این از قابلیت های حافظه و ذهن آدمی است که تداعی گر می باشد.
3)این روند به بخشی از سوال یا آن دغدغه پاسخ می دهد و امور پنهانی را مکشوف می سازد.
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعینیا
تاريخ: يکشنبه
16 دی
1397 ساعت: 20:41