خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

در روند بحث روش های تربیتی، لاجرم بایستی انسان و استعدادها و قواعد حاکم بر او را می شناختیم. سخن از استعدادها و قواعد حاکم بر انسان به تفصیل گذشت و بنا شد درباره هریک از استعدادهای انسان به صورت جزیی تر مباحثی طرح نماییم. این طرح مباحث با بررسی سوالات و مسایلی که با آن مواجه بودیم دنبال شد. در ضمن تعریف تفکر با توجه به اینکه تفکر رسیدن از معلومات است به مجهولات، به این سوال رسیدیم که این معلومات از چه راهی به دست می آیند؟ طبق فرمایشات استاد: مواد فکری یا همان معلومات از دو طریق   تدبر   و تجربه به دست می آیند. در اینجا (بعد از پالایش سوالات) ما با سوالاتی مواجه هستیم که عبارتند از: (روش اول برای حل مسئله تدبر)

1.تعریف تدبر چیست؟

2.فایده تدبر چیست؟

3.تدبر در چه حیطه هایی جاری است؟

4.روش تدبر چیست؟

5.موانع تدبرچه چیز های هستن؟

6.فرق تدبر با تفکر چیست؟

برای پاسخ به سوال اول، ابتدا به لغت مراجعه کردیم.

لغت تدبر:

تَدَبُّرُ الأُمُورِ : التَّفْكِيرُ وَالتَّأَمُّلُ فِيهَا أَمَّا بَلاَغَةُ التَّأْويلِ ، فَهِيَ الَّتِي تُحْوِجُ بِغُمُوضِهَا إِلَى التَّدَبُّرِ وَالتَّصَفُّحِ(معجم المعانی الجامع)

تدبَّر في الأمرِ : تأمَّله وتفكّر فيه على مَهَلٍ ، ونظر في عاقبته(معجم المعانی الجامع)

--------------------------------------------------------------

الدُّبُرُ والدُّبْرُ : نقيض القُبُل .

ودُبُرُ كل شيء : عَقِبُه ومُؤخَّرُه ؛ وجمعهما أَدْبارٌ. (لسان العرب)

--------------------------------------------------------------

تدبر الأمر أو فيه : فكر فيه ونظر في عواقبه (الرائد)

اصطلاح تدبردر نظر دیگران:

تدبر. [ ت َ دَب ْ ب ُ ] (ع مص ) به اندیشه از پی کاری فراشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بیندیشیدن . (دهار). پس کار اندیشیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). اندیشه کردن و حقیقت چیزی دریافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).به عاقبت کار نگریستن و تفکر کردن در آن . (از المنجد) (از اقرب الموارد). تبصر و تأمل و تفهم در امری .(از اقرب الموارد) :اءَفلایتدبرون القرآن و لو کان من عند غیراﷲ لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً. (قرآن 82/4). اءَفلم یدَّبّروا القول َ ام جاءَهم ما لم یأت ِ آباءَهم الاولین . (قرآن 68/23). و اصل یَدَّبَّروا، یَتَدَبّروا است . (اقرب الموارد). عبارتست از نگریستن در پایان کارها و این نزدیک به تفکر است الا اینکه تفکر تصرف قلب است با نگریستن در دلیل و تدبر تصرف آنست با نگریستن در عواقب . (از تعریفات جرجانی ) : ...او را پیش خواند و فرمود که پس از تأمل بسیار و استخارت و تدبر و مشاورت ، ترا به مهمی بزرگ اختیار کردیم . (کلیله و دمنه ). شیر... پس از... تدبر... او [گاو] را مکان اعتماد داد. (کلیله و دمنه ).دهخدا)

-------------------------------------------------------------------------------------

«تدبر»، نگرش دقیق به فرجام کارها؛ و «تدابر» به مفهوم دشمنى و گسستن پیوندهاست. تدبر از واژه دبر به معنای دنباله و پشت است. دبر در آیه 16 سوره انفال و 25 و 27 و 28 سوره یوسف به معنای پشت کردن است. مدبرین پشتکنندگان در عرصه جنگ است که در آیه 25 سوره توبه بیان شده است. شب هم پس از روز میآید و روز را پشت سر میگذارد. (واللیل اذ ادبر؛ مدثر، آیه 33) و به خداوند مدبراللیل و النهار گویند یعنی کسی که روز را پشت شب و شب را پشت سر روز میآورد.
تدبر از باب تفعل به معنای نوعی فرجام نگری است بگونهای که آن امر به منش و رویه شخص تبدیل شده باشد. خداوند از تدبیر الامور سخن میگوید، یعنی پیامدها و دنبالههای هر کاری را در نظر میگیرد. (سجده، آیه 5؛ یونس، آیه 3)(مقاله موجود در کیهان)

ـ-----------------------------------------------------------

تدبر: یک فرآیند قلبی است و اختصاصی به مطالب دیداری همچون تفکر و مطالب شنیداری مانند تعقل و تفقه ندارد بلکه جامعنگری است و تمام محسوسات و ابزار شناخت قبل از عمل را شامل میشود. بنابراین تدبر یعنی پویایی در قرآناندیشی و قرآنزیستی برای صعود به پلههای بالایی ایمان و ایجاد تقوا و عمل صالح.(بازشناسی مفهپم تدبر در قران سکینه ال حبیب)

--------------------------------------------------------------------

مطالب در مورد تدبر ناظر بر تدبر در قران معنا شده اند

استاد معنایی را برای تدبر آوردند که عبارت بود از: پشت چیزی را دیدن و یا به لایه های مخفی توجه نمودن،

نتیجه گیری:

با تمام حرفها بنظر می رسیم که مراد از تدبر این است از ظاهر عبور کنیم و با دقت بیشتری به اطرافمان بنگریم و به پشت و نتایجی که می توانیم از انها بگیریم دقت کنیم برای مثال شما می توانید در زندگی روز مره همین جور بنگرید و برنامه کاری فرد را بفهمید این ظاهر رفتار شخص است ولی گاهی با دقت بیشتر می توانید اخلاقیات و شخصیت فرد رابفهمید که چه چیز هایی وقت او را پر کرده و چه چیز هایی برای او اهمیت دارد و از این قبیل بر داشت ها.

2.فایده تدبر چیست؟

تحقیق:نتیجه تحقیق این شد که کلا بحث ها در مورد فایده تدبر؛ تدبر درقران بحث امده بود کسی از فایده تدبر صرف حرفی به وسط نیاورده است.

ما وقتی که با چیزی مواجه می شویم می توانیم یه نگاه سطحی به ان داشته و گذر کنیم با این کار قطعا برداشت ها و درس های کم تری از ان شی داریم ولی اگر دقت نظر بیشتری داشته باشیم می توان برداشت بیشتر و دقیق تری داشته باشیم

ما وقتی سوال در ذهن داریم وبرای سوالمان دنبال مواد خام می گردیم اگر سوال ما سوال عمیقی باشد دیگر با نگاه سطحی به اطراف نمی توانیم موادی برای ان سوال پیدا کنیم پس باید با یک عمیق و دقت نظر بیشتری به اطراف بنگریم تا مسایل مان حل شوند.اگر نگاهمان تدبر امیز نباشد حد اقل در جواب سوال دچار اشتباه شده یا جواب ابکی نصیبمان می شود.با این بیان فایده تدبر مشخص می گردد.

2.تدبر در چه حیطه هایی جاری است؟

تحقیق:

تدبر برخی تدبر را فقط در قران می دانند.

واژة تدبّر كه چهار مورد در قرآن آمده[1] وتنها در مورد قرآن به كار رفته است و در مورد اشياء ديگر به كار نرفته، ولي واژة فكر، هم در مورد قرآن به كار رفته وهم در مورد غير قرآن. دربارة قرآن آنجا كه ميفرمايد:« وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ[2]؛ و ما اين (= قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه را كه به سوي مردم نازل شده است، براي آنها روشن سازي و شايد انديشه كنند


جهت اين مسئله شايد تفاوتي باشد كه در معناي اين دو كلمه (فكر و تدبر) وجود دارد


تدبّر را انديشه كردن در عواقب و دنبال كار معني نمودهاند. تدبّر گرفتن شيء بعد از شيء ديگر است و در مورد قرآن منظور اين است كه در آيات قرآن يكي پس از ديگري تأمل كنيد، هر قصه، حكم و حكمتي كه نازل شده است را يكي از پس از ديگري تأمل نماييد، محكم را در كنار متشابه و آيات سال اول را در كنار آيات سال بعدي قرار دهيد، ميبينيد با اينكه قرآن در مدت 23 سال نازل شده، ولي در آن اختلاف و تناقضي ديده نميشود


ازسوي ديگر مراد از تدبّر دنبال كردن و ژرفاي چيزي را درك كردن است، از آنجا كه قرآن داراي بطون (هفت بطن...) ميباشد، معناي تدبّر رسيدن به ژرفاي قرآن است و اين ژرفا در طبيعت و امور ديگر وجود ندارد. افزون بر اين فكر را به اين صورت معني نمودهاند:«حركت و مرور بر معلومات موجود براي رسيدن به مجهولات» و راغب نكتة ديگري اضافه نموده و آن اين که، فكر و تفكّر در جايي به كار ميرود كه بتوان از آن صورت ذهني و قلبي پيدا كرد


با توجّه به اين معني ميتوان گفت: آن گاه كه انسان دربارة طبيعت و امثال آن ميخواهد مطالعه كند، اطّلاعات قبلي دارد، بايد از آن معلومات، مجهولات طبيعت را بفهمد و همين طور مي تواند تصويري اجمالي از طبيعت داشته باشد، امّا در باره قرآن تدبّر شود، يعني آيه به آيه خود قرآن ملاحظه شود با پيش فرضهاي قبلي و معلومات پيشساختة ذهني نبايد به سراغ قرآن رفت، از اين گذشته تصوير ذهني كامل از قرآن براي همه كس ميسّر نيست، لذا كلمة تدبّر به كار رفته است نه تفكّر

و آنجا که در مورد انزال گفته تفکر کنيد شايد سرش همين باشد که انسان در مخلوقات الهي از قبل چيزهايي مي داند و خداوند با نزول قرآن و يادآوري اين که همه اين موجودات آفريننده دارد ، مردم را به فکر وامي دارد.

(المیزان جلد پنجم صفحه19 بیروت و مفردات راغب صفحه384)

نظر مطرح بین خودمان: (زیاد بهش پرداخته شده فقط عنوان می اورم)

تدبر ی که ما می اوریم اعم از قران است بلکه در اطراف را هم شامل می شود و ان چهار قسم است

تدبر در حوادث

تدبر در رفتار ها

تدبر درپدیده ها

تدبردرحالتها

4.روش تدبر چیست؟

تحقیق:حرفی در این زمینه نبود همه از روش تدبر در قران حرف اورده بودن که انهم در واقع روش نبود منبر بود که استفاده کردیم وروضه شم خوندیم.

مقدمه .سوالی مطرح می باشد و برای حل سوال دنبال مواد خام هستیم تا از انها در جواب سوال یاری بگیریم

الف.مواجهه با ظاهر

ب.عبور از ظاهر (بسته به سوالی که در ذهن داریم زاویه دید ا نسبت به شی مورد نظر شکل می گیرد)

ج.برسی علتها .نسبتها.فایده ها.ملاک ها. رابطه ها

د.برداشت و درس گیری

5.موانع تدبرچه چیز های هستن؟

اینکه انسان سوال نداشته باشد و کمبود جوابی را احساس نکند بالا ترین مانع برای تدبر در اطراف می باشد مثل انسانی که تشنه نیست اصلا کاری و اهمییتی به اب نمی دهد ولی وقتی نشنه شد خواه نا خواه حساس می شود.

6.فرق تدبر با تفکر

در فرق «تدبر و تفکر» ابی هلال عسکری در «فروق اللغویه» میگوید: «تدبر»، «تصرف در قلب با نظر کردن در عواقب امور» میباشد، اما «تفکر»، «تصرف در قلب با نظر کردن در دلائل امور» میباشد که «مجمع البیان» نیز همین نکته را ذکر مینماید: «التَّدَبُّرُ تَصَرُّفُ الْقًلْبِ بِالْنَّظَرِ إلَی الْعَواقِبِ، وَالتَّفَکُّرُ تَصَرُّفُ الْقَلْبِ بِالْنَّظرِ إلَی الدَّلائِلِ».

پس «تدبر» به معنی «تفکر و اندیشیدن در ورای ظواهر» میباشد تا چهره باطنِ امور، جلوهگر شده عاقبتش برملا گردد؛ «کاوشِ در باطن و توجه به نتایج و عواقب امر»، دو خصوصیتِ اساسیِ تدبر میباشد اما «تفکر» اعم از «بررسی ظواهر و بواطن امور» و اعم از «بررسی علل و اسباب امور و نتایج و عاقبت آن» میباشد. چرا که تفکر به راهیابیها و کشف مجهولها، به طور مطلق نظر دارد.[۳]

تلاش برای کشفِ عاقبت امور به ناچار انسان را از سطح به عمق میکشاند

(موسسه تحقیقات اسلامی).

روش دوم برای حل مسئله تدبر:

اکنون باید بدانیم که تدبر براساس همان معنایی که دهخدا در لغت برای آن آورده بود که به معنای پشت چیزی را دیدن و یا به لایه های مخفی توجه نمودن، چگونه است و به چه روشی صورت می گیرد؟

این تدبر در چند حوزه جاری است:

1)تدبر در پدیده ها

2)تدبر در حادثه ها

3)تدبر در رفتارها

4)تدبر در حالت های خویش

وقتی تدبر به معنای دقت در لایه های پنهانی باشد اولا باید دقت داشت فردی که با چشم تیز تدبر می خواهد به مسایل نگاه کند پیشینه اش اهمیت بسیار به سزایی دارد یعنی این فرد بر اساس سوالاتی که در ذهن دارد و برای حل آنها دنبال مواد خام می گردد زاویه نگاهش شکل می گیرد. برای مثال فردی شنیده شهداد کرمان آسمانی پر ستاره دارد. این سوال را در ذهن دارد که آیا راست است یا خیر؟ به شهداد سفر می کند و همین که شب می شود دنبال این می رود تا سقف را از بالای سر خود کنار بزند تا ببیند آیا اسمان شهداد پر از ستاره است یا خیر. دقت کنید شبهای شهداد خصوصیات زیادی در خود دارد مثلا هوایش سرد تر است ولی فرد به ستاره هایش جذب شده نه به هوای سردش.پس پشتوانه بسیار مهم است. نمی شود فرد تا با چیزی روبرو شد بگوید ببینم این چه چیز هایی در پشت و نهانش دارد و شروع به استخراج کند بلکه باید زمینه و زاویه دید داشته باشد.

ثانیا هر چه انسان دامنه ی سوالات و کم بود مواد خام را بیشتر حس کند دیگر به ظواهر قناعت نمی کند زیرا این ظاهر چیزی برای او ندارد.

ثالثا طرف دیگر قضیه شی دیگر است.استاد فرمودند نباید بطور کلی گفت ما در همه چیز باید تدبر کنیم. باید مشخص کنیم آن شی خارجی چه چیزی هایی می تواند باشد.که تقسیم بر تدبر در رفتار ها و حالتها و پدیده ها و حادثه ها صورت گرفت.

زمانی که قرار بود قواعد حاکم بر انسان را کشف کنیم کار مان شده بود همین تدبر روی رفتار های اشخاص. نگاه می کردیم ببینم این فرد که تغییر کرده چه اتفاقی برای او افتاده است. خوب این خود تدبر در رفتار بود.

لذا هنگاه تدبر چند اتفاق می افتد:

1.فرد سوالی دارد

2.برای حل سوال کم بود مواد را حس می کند .دچار مشکل در حل سوال می شود

3.بدنبال مواد می گردد.

4. هر چه که در اطراف او هست ممکن است او را در رسیدن به جواب کمک کند.

5.دقت در اطراف(اطراف خارج از رفتار ها .پدیده ها و حالتها و حادثه ها نیستند)

6.بسته به عمق سوال میزان عمق دقت او در اطرافش متفاوت می شود. (گاهی سوال بقدری سطحی است که با دقت در ظاهر، سوال جواب داده می شود. مثلا سوال فرد این است این اسپیکر جلوی من چگونه رو شن می شود؟ به اسپیکر نگاه می کند و می بیند که کلیدی هست و بالای آن نوشته فشار دهید. با همین نگاه به کلید کارش راه می افتد و دیگر کار به تدبر نمی کشد. ولی گاهی فرد سوالش این است صدا چگونه از این جعبه پلاستیکی بیرون می آید این دیگر با دقت در ظاهر کار حل نمی شود بلکه باید ببیند این اسپیکر از چه قطعاتی تشکیل شده و هر قطعه چه کارایی دارد و در رابطه بین انها دقت کند تا بفهمد این شی پلاستیکی چگونه صدا می دهد. پس باید پشت کار را بنگرد.

7.کشف لایه های زیرین

8.استفاده از انها در حل سوالات

سوال: چه وقت انسان تدبر می کند؟ آیا اساسا می توان بطور کلی تمام تدبر ها را به سوال دار بودن فرد ختم کرد یا خیر می شود انسان سوالی در ذهن نداشته باشد ولی عمیق نگاه کند به اطرافش؟ اگر جواب این سوال معلوم شود می توان براحتی راه فعال کردن تدبر را پیدا کرد.

بنظر می رسد تا زمانی فرد سوالی در ذهن نداشته باشد و در حل ان عاجز نمانده باشد، متدبر نمی شود زیرا از انجا که انسان معمولا سطحی نگر و فراموش کار است تا چیزی برای او مسئله نشود تدبر نمی کند پس می توان گفت برای این که تدبر و دقت عمیق در فرد شکل بگیرد بهتر است فرد را سر شار از سوال هایی بیاییم که برای حل انها بدنبال مواد می گردد و هر چه تشنه تر توجه بیشتر.

برای مثال فردی که تشنه است و بدنبال اب می گردد هر چه که تشنگی فرد بیشتر شود دقت اش در اطرافش برای کشف اب بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که ظاهر درخت را می بیند و لی حواسش در اب میان بافتی موجود در تنه و برگهای ان است.این گونه فردی با این دقت بدرخت می نگرد در صورتی که شاید این فرد هزاران بار درخت را دیده و به زیبایی ظاهری آن بسنده کرده است.

پس می توان روش فعال کردن تدبررا این گونه بیان کرد.

1.سوال دار کردن فرد(سوالاتی عمیق نه سطحی)

2.تفهیم اینکه برای حل سوالات باید خود دست بکار شوی(چون اگر انسان کسی را کمک حال یا حلال مشکلات خود بداند کم کاری کرده و دقتش را کم می کند)

3.تفهیم اینکه جواب سوال در پیرامون توست و نیاز به دقت دارد

4.فرد بدنبال مواد برای حل سوال خود می گردد.

ایا صرف اینکه فرد به عمق اطراف توجه کند متدبر می شود؟ خیر او باید رابطه اطرافش با سوالش را دائما مد نظر داشته باشد و دارد برای پیدا کردن مواد برای چه سوال سراغ اطراف ش رفته و با توجه به ان دقت کند.

کاربردی کردن تدبر

این تدبر در چند حوزه جاری است:

1)تدبر در پدیده ها

2)تدبر در حادثه ها

3)تدبر در رفتارها

4)تدبر در حالت ها

انسان با تدبر در هر یک، به مواد معرفتی دست می یابد که با ریختن آنها در دستگاه تفکر، در نهایت به شناخت منتهی برسد.

اولا باید گفت: پشت و لایه های پنهانی یک پدیده و یا حادثه را دیدن به چه معناست تا در مرتبه بعد بتوان گفت روش این تدبر چیست؟

برخی اتفاقات در اطراف ما به صورت روزمره در حال تکرار هستند همانند طلوع و غروب خورشید که به آمد و شد شب و روز می انجامد و برخی اتفاقات هرچند وقت یکبار رخ می دهند همانند سیل و زلزله و ... این پدیده ها و حوادث ظاهری دارند که همه انسان ها آن را مشاهده می کنند و باطنی و لایه های پنهانی که در چشم هرکسی پدیدار نمی شود. برای مثال: آن گاه که خورشید طلوع می کند، فردی از این طلوع، آمدن روز را می بیند و فردی به این می اندیشد که این طلوع خورشید با این نظم دقیق، حادثه ای است که خودش در آن نقش و تاثیر و تسلطی ندارد. یعنی اختیار و اراده او در آمدن و نیامدن خورشید نقشی ندارد. همچنین می بیند که این خورشید همه روز از مشرق طلوع کرده و در مغرب، غروب می کند. با خود می اندیشد که اگر خورشید از خود اختیاری داشت و به اراده خودش می آمد و می رفت، چگونه است که یکبار هم نخواسته از مغرب طلوع کرده و در مشرق غروب کند و یا اینکه مدت بیشتری در آسمان بماند. همچنین به این می اندیشد که این خورشید را چه کسی یا چه چیزی ایجاد کرده است؟ در مجموع این سوالات و اندیشه ها و نسبت ایجاد کردن میان آنچه که با دقت و تدبر دریافته است می فهمد که خورشید خالقی دارد که اراده او در آمدن و رفتن خورشید موثر است.

یا در مثال دیگر حادثه ای مانند زلزله اتفاق می افتد و همه خرابی و ویرانی های آن را می بینند اما فردی به این فکر می کند زلزله در اثر چه چیز پدید می آید؟ آیا انسان می تواند از وقوع آن جلوگیری کند؟ آیا اراده انسان در آمدن یا نیامدن آن موثر است؟ و...

حتی حوادثی نظیر برخورد ماشینی به یک فرد که در محاورات مردم از آن به تصادف یاد می شود، کسی شکسته شدن دست و پای فرد ضربه دیده را می بیند و فرد دیگری به علل حادثه فکر می کند.

لذا می توان گفت تدبر در حوادث و پدیده ها، در واقع یعنی دیدن علل و اسباب و غایت وقوع و پدیدایی آنها نه صرفا دیدن نتایج عادی و طبیعی حوادث و پدیده ها. برای مثال نتیجه طلوع خورشید، آمدن روز است به طور طبیعی، اما غایت خلقت خورشید و به دنبال آن آمدن روز، یا علل و اسباب آن چیز های دیگری می تواند باشد.

با این توضیح می توان گفت به طور کلی روش تدبر یعنی یافتن علل و اسباب و غایت، از دقت در خود پدیده و حادثه.

اما تدبر در رفتارها و حالت های انسانی به گونه دیگری است. یعنی فرد هنگامی که یک رفتار مانند نوشیدن آب از خودش مشاهده می کند، به این می تواند بیاندیشید که انسان موجودی است نیازمند به آب و بدون آن نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و درنتیجه همین تدبرات می تواند به نیازهای خود پی ببرد. یا آنگاه که حالت خشمی در خود احساس می کند، می تواند از خود ارزیابی به دست آورد که مثلا آیا او آدمی است که زود خشمگین می شود یا نه؟ در چه مواردی خشمگین می شود و... که در نتیجه خودش را بهتر می شناسد و یا نسبت به دیگران این ارزیابی را کرده و دیگران را می شناسد. این تدبر علاوه بر شناخت علل و اسباب وقوع یک رفتار یا پدید آمدن یک حالت، به شناخت میزان نیازها و دارایی های خود یا دیگران نیز کمک کرده و در نتیجه رسیدن به اینکه چرا این نیازها و دارایی ها و استعدادها در او گذاشته شده و آیا خود در وجود یا عدم وجود آنها نقشی داشته است یا خیر.

همچنین با این توضیح به طور کلی می توان گفت روش تدبر یعنی یافتن علل و اسباب یک رفتار یا حالت و شناخت دقیق انسان از جهت نیازها و دارایی ها و استعدادها و غایت وجود یا عدم وجود این نیازها و داشته ها به وسیله دقت در یک رفتار یا یک حالت.

برچسب: نویسنده: هیراد زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 20:41

صفحه بندی