موانع تفکر چه هستند؟
دو مراد از سوال بر داشت می شود:
آیا منظور این است که چه چیزی باعث می شود که انسان فکر نکند ؟یا این که فرد فکر می کند ولی در استنتاج و بکار گیری فکر صحیح دچار مشکل شده است؟
قاعدتا مراد این است که فرد در نتیجه گیری و بکار گیری دچار مشکل شده است مورد سوال ماست زیرا فردی که فکر نمی کند مشکل و ماانع ان معلوم است زیرا سوال و دغدغه ای ندارد که نیاز به تفکر داشته باشد اگر سوال دار شود فکر هم می کند همین جور که قبلا حر هایش گفته شد.ولی الان بحث بر سر این است چه چیز هایی باعت می شود فکر به خطا برود
خوب ما در اینجا هم می توانیم بطور کلی بگوییم هر چیزی می تواند مانع شود ولی ما یاد گرفتیم که کلی گویی نکنیم باید دقیق مشخص کنیم
خوب اول ببینیم چه اتفاقی شکل می گیرد
فرد سوالی دارد برای حل این سوال یک سری مواد خام داد بعد رابطه این مواد را نسبت به هم و نسبت به سوالش مد نظر می گیرد و سوال خود را جواب می دهد.
خوب براحتی می توان گفت که اخلال در هر قسم از مواد خام و اشتباه در براورد نسبت ها می تواند از جمله موانع استنتاج صحیح باشد
تقریبا می توان گفت تمام مشکل بر می گرد به اینها زیرا ان فرد ی که دچار اشتباه شده برای خود یک پشتوانه فکری می اورد هر چند اشتباه اصلا وقتی می گوییم اشتباه مفهومش همراهش هست فرد اشتباه دارد می کند یعنی واقعا نظرش این می شود
مثلا فرد در دعوای بین پسرش با پسر همسایه واقعا نظرش این است که حق با پسر من است در صورتی که واقع خلاف این است
شاید بهتر باشد تفکیک کنیم جایی که فرد اشتباه می کن با جایی که فرد حق را می داند ولی نمی خواهد ان را بپذیرد
زیرا در همین مثال ما شاید فرد می داند حق با پسر همسایه هست ولی می گوید من طرف پسرم را می گیرم
اگر فرد اشتباه کرده باشد لاجرا اشکال در مواد یا در نظر گرفتن نسبتها می باشد حال به طریقی این اشکال پیش امده باشد لازمه و ریشه اشتباه ان اشکال در این موارد است
ولی ان طرف قضیه که فرد حق را می داند ولی نمی خواهد به ان عمل کند انجا چه دلیلی وجود دارد در واقع باید گفت مانع نپذیرفتن چیست
بنظر می رسد هر گونه وابستگی ولی این کلی است
اعم از
عادت ها فرد
نسبهای فردی
علاقه ها
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعینیا