خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

با بررسی رفتارهای انسان دریافتیم که هرگاه یک رفتار اختیاری از انسان سر می زند، آدمی یک روند و سیر را طی می کند تا رفتار او در عینیت بروز و ظهور پیدا کند. این سیر از مرحله شناخت شروع شده و به مراحل احساس و انتخاب و اراده و تصمیم بر انجام ختم می شود. در هر یک از این مراحل برخی قوای انسان عمل می کنند به طور مثال شناخت آدمی از قوای کنجکاوی و حقیقت طلبی و فکر و عقل بهره می برد بدین صورت که:

1)در مرحله اول آن گاه که انسان در طول زندگی با سوالاتی مواجه می شود، با به راه افتادن قوه کنجکاوی که در هر انسانی وجود دارد، سوالات تبدیل به مسائل مهم و دغدغه های جدی می شوند که فرد را تشنه رسیدن به پاسخ و جواب می کند.

2)در مرحله دوم با به کارافتادن قوه حقیقت طلبی که در هرانسانی نیز وجود دارد، آدمی درصدد است که برای سوال و مساله خویش پاسخ درست را یافته و به حقیقت دست یابد. از این رو تمام آنچه که سبب گمراهی و انحراف وی از راه رسیدن به حقیقت می شود را از خود دور می کند و خویش را از تمام آنها آزاد می کند.

3)در مرحله سوم این قوه فکر است که به کار افتاده و انسان را برای دستیابی به حقیقت و یافتن پاسخ کمک می کند. فکر به عنوان یک دستگاه پردازنده نیازمند مواد اولیه است که این مواد اولیه را از طریق تجربه و   تدبر   می تواند به دست آورده و کار ترکیب اطلاعات را فکر انجام می دهد. در اینجا سوالی که به وجود می آید این است که تدبر چیست و در چه حیطه هایی وجود داشته و روش آن چگونه است؟ درباره تدبر تعایف گوناگونی وجود داشت که به طور تفصیلی در جای خود آمد اما آنچه که به عنوان تعریف نهایی پذیرفته شد تعریفی بود مبتنی بر معنای لغوی تدبر یعنی دیدن پشت و لایه های پنهانی یک چیز.

این تدبر در چند حیطه وجود دارد: الف) تدبر در حوادث. ب) تدبر در پدیده ها. ج)تدبر در حالات انسان. د) تدبر در رفتارها.

روش تدبر در سه مرحله است:

1) مرحله اول در تدبر، دیدن است. دیدن به معنای توجه کردن. روزانه ما با بسیاری از چیزهای دیدنی مواجه هستیم و ممکن است چشم ما به آنها بخورد اما دیدنی که در تدبر مد نظر است، دیدنی همراه با توجه است. اینکه آدمی حوادث، پدیده ها، رفتارها و حالات را ببیند و توجه نماید، گام اول تدبر است.

2) مرحله دوم خوب دیدن است یعنی دیدن و توجهی که یک مرحله جلوتر رفته و علاوه بر دیدن ظاهر، اموری مانند جایگاه و نسبت ها، فرآیند و قبل و بعد هم دیده شود. برای مثال شاعر می گوید:

من از روئیدن خار بر سر دیوار دانستم/که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها

من از افتادن سوسن به روی خاک دانستم/که کس ،ناکس نمی گردد از این افتان و خیزان ها

در اینجا دیدن خار روی دیوار و افتادن سوسن روی خاک و توجه توسط شاعر هست و سپس شاعر در این دیدن نسبت ها را نیز می بیند و اینگونه از یک منظره، به نکات و نتایج دیگری می رسد.

3) مرحله سوم وجود یک سابقه و انس ذهنی است یعنی شخص زمانی با دیدن و خوب دیدن به تدبر می رسد که یک سابقه و انس ذهنی میان او و پدیده و حادثه و... وجود داشته باشد تا با این دیدن به لایه های پنهان منتقل شود.

در اینجا یک مرحله نیز وجود دارد که پیش از تدبر است و آن وجود روحیه طلب و جستجوگری است که سبب می شود انسان به تدبر رو بیاورد. آدمی با توجه به سوالاتی که او را به فکر واداشته، دارای یک سری نیازها و خواسته هایی است و همین نیازها و خواسته هاست که انسان را جستجوگر و مطالبه گر کرده و در واقع حلقه وصل میان تفکر و تدبر همین روحیه طلب و جستجوگری است.

این یک جمع   بندی   نهایی و کلی است از سیر مباحث روش شناخت که تا مرحله سوم یعنی تفکر پیش رفته ایم.

فرآیند بحث ما مختصرا تا بدین جا بدین گونه بود که با توجه به همان سیر و روندی که انسان برای بروز یک رفتار طی می کند، سوالاتی پدید می آید. سوالاتی نظیر «اینکه فکر چیست؟» ، «چگونه به راه می افتد؟» ، «موانع تفکرصحیح چه می باشد؟» ، «روش تفکر چیست؟» که در ذیل هرکدام از این سوالات باز سوالاتی نظیر «مواد فکر چیستند؟» ، «روش ترکیب مواد و اطلاعات چیست؟» ، و سوالات دیگری نظیر «تدبر چیست؟» ، «در چه حیطه هایی وجود داشته؟ و «روش آن چگونه است»؛ به وجود می آیند. ما به هرکدام از این سوالات پاسخ داده و جواب ها را در یک عنوان کلی به نام روش شناخت گنجاندیم که عبارت بود از چند مرحله: مساله دار شدن با توجه به قوه کنجکاوی، میل به یافتن حقیقت با توجه به قوه حقیقت طلبی و آزادی از موانع، به کار افتادن فکر به عنوان دستگاه پردازنده ای که مواد به دست آمده از تجربه و تدبر را ترکیب کرده تا به پاسخ سوال برسد.

برچسب: نویسنده: هیراد زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 16 دی 1397 ساعت: 20:41

صفحه بندی