خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

آن گاه که در جامعه وجود امراض و بیماری های گوناگون گریبان مردم را گرفته و شیطان با پیچیده ترین شکل و جذاب ترین شیوه ها در حال به خدمت گرفتن انسان هاست تا بتواند آنها را از تحت ولایت خداوند بیرون آورده و طوق بندگی خودش را بر گردن آنها بیاویزد؛ هرگز نمی شود به سادگی از کنار این همه درد و انسان گرفتار عبور کرد و برای این هجمه ها چاره ای نیاندیشید. دیدن این همه آسیب و آفت در تمامی شئون و عرصه های زندگی ، نشان گر یک چیز می باشد(هرچند به اجمال) و آن درک ضرورت تغییر و تحول در جامعه است.

آدمی که به این ضرورت رسیده و بخواهد برای این تغییر، اقدامی عملی نموده و آستین همت برای یک کار (نه صرفا تئوری) بالا بزند، عرصه یک کار تربیتی کاربردی را پیش روی خود گشوده می بیند.

درست در چنین وضعیتی ما سراغ کار تربیتی رفتیم و ورود ما به بحث تربیت، از درک ضرورت تغییر و تحول برخاسته بود و ما خود را نیازمند یک کار عملیاتی و کاربردی می دیدیم.

در گام اول سراغ مسائل و مشکلات موجود رفتیم تا در فضای فکری دیگران فکر نکنیم و ببینیم چه نیازها و مسائلی وجود دارد.

برای جمع آوری مسائل موجود از دو روش می توانستیم بهره ببریم:

روش اول: دیدن نیازها و کمبودها و مشکلات و مسائل مرتبط با تربیت با رویکرد کاربردی که در دنیای پیرامونی احساس می کردیم.

روش دوم: تتبع مسائلی که دیگران در عرصه تربیت پیش روی خود احساس کرده و درصدد پاسخ به آنها برآمده اند.

ما از هر دو روش برای گرد آوری مسائل تربیت استفاده کردیم که در نتیجه به تعداد زیادی مسئله رسیدیم. در اینجا دو نکته وجود داشت:

اول اینکه برخی مسائل دیگران، با توجه به هدفی که ما دنبال می کردیم، نمی توانست در دایره مسائل ما قرار بگیرد و از طرف دیگر ما نیز با مسائلی خود را روبه رو می دیدیم که دیگران از آنها به عنوان مسئله خود یاد نکرده بودند.

دوم اینکه بسیاری از این مسائل مترتب بر یکدیگر بوده و پاسخ به یکی نیازمند پاسخ به دیگری بود و ما درصدد رسیدن به مسائل اساسی و ریشه ای بودیم که بتواند ما را در راستای هدف خودمان یاری نماید.

لذا در گام دوم با توجه به این دو نکته به پالایش سوالات و مسائل روی آوردیم. در اینجا پالایش سوالات نیازمند یک ملاک بود تا بتوانیم براساس آن به سوالات ریشه ای و اساسی برسیم. ملاک پالایش به همان نحوه ورود ما به بحث تربیت باز می گشت. به عبارت دیگر ما با توجه به اینکه درصدد رسیدن به یک برنامه عملیاتی و کاربردی برای تغییر در جامعه و رفع نیازهای موجود و برداشتن بارهای روی زمین مانده بودیم، مسائل خودمان را پالایش نموده و مسائل فرعی و درجه دو را جدا کرده و به سوالات ریشه ای رسیدیم و براساس ترتب سوالات بر یکدیگر آنها را اولویت بندی نمودیم. در نتیجه به پنج مساله دست یافتیم:

الف) چیستی تربیت

ب)چیستی هدف تربیت

ج)ممکن بودن تربیت انسان

د)چیستی ویژگی های مربی

ه)چیستی روش های تربیتی

ربط دقیقی بین سوالات و اولویت بندی آنها وجود داشت و آن اینکه ما بایستی در ابتدا تعریفی از تربیت ارائه کنیم که به طور دقیق وظیفه ما را مشخص نماید و سپس هدف تربیت را بدانیم تا مسیر را گم نکرده و سردرگم نشویم. آن گاه بحث کنیم آیا این تربیتی که مدنظر ماست و این هدفی که ما برای آن تصور کرده ایم قابلیت اجرا بر روی انسان را دارد که اگر امکان تربیت فراهم بود چه کسی می تواند عهده دار این تربیت با این هدف مورد نظر باشد و بدین ترتیب از ویژگی های مربی سخن بگوییم و در نهایت با توجه به پاسخ هایی که برای مسائل پیشین ذکر کردیم به چیستی و چگونگی روش های تربیتی بپردازیم.

گام سوم: یافتن پاسخ برای مسائلی بود که ما اکنون به عنوان اساسی ترین مسائل خود، به آنها رسیده ایم. در اینجا نیز با توجه به همان نحوه ورود ما به بحث تربیت، به سراغ پاسخ هایی که دیگران به این مساله دادند رفتیم تا ببینیم آیا دلخواه خود را می توانیم در میان این پاسخ ها بیابیم یا خیر.

پنج پاسخ برای مساله چیستی تربیت یا به تعبیری پنج تعریف برای آن یافتیم که به طور کلی نگاه آنها به تربیت یا زمینه سازی برای آموزش و فراگیری مهارت ها و... بود، یا شکوفایی استعدادها و یا آموختن آداب و مسائلی از این دست. همچنین باید دانست که برخی در این میان تربیت را منحصر به کودک و نوجوان کرده و با توجه به همین نگاه تربیت را تعریف کرده بودند.

علاوه بر این کلیتی که عنوان شد تعاریف موجود را به گونه ای دیگر نیز می توان نقد کرد. بدین صورت که تعاریف یا تعریف به هدف هستند، یا تعریف به کار، یا تعریف به شکل و روش و یا تعریف به قلمرو و... که در تعریف به هدف باید ازکلی گویی و مبهم گویی پرهیز کرده و همچنین تعریف باید ناظر به کاربرد هم باشد. در تعریف به شکل باید تاکید روی به کار گیری درست انتخاب و اراده متربی شود و تعریف به کار بایستی حتما مشتمل بر روش بوده و تعریف به قلمرو نیز باید از ابهام و کلی گویی خالی بوده و محدوده تربیت را به طور دقیق مشخص نماید.

با توجه به این ملاک های مذکور، به نقد تعاریف پرداختیم و نقاط ضعف دیگران را شناختیم و دریافتیم که تعاریف موجود مسئله ما را با آن زاویه نگاه، پاسخ نمی دهند لذا بایستی خودمان اقدام به تعریف تربیت می کردیم. اما چنانچه گفته شد تعریف از چند حالت خارج نیست و ما برای اینکه بتوانیم تعریف دقیقی از تربیت ارائه کنیم باید در حد نیاز هدف تربیت، شکل تربیت را می شناختیم و کار مربی و ... را نیز مورد بررسی قرار می دادیم.

لذا در گام چهارم چند مساله پیش روی ما بود: هدف تربیت چیست؟ شکل های تربیتی چه هستند؟ و با توجه به دو مساله قبل، کار مربی چیست؟


برچسبها: فرآیند, تربیت, سازندگی, مسئولیت, تربیتی

برچسب: نویسنده: هیراد زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 16:24

صفحه بندی