بسم الله الرحمن الرحیم
گفته شد: تدبر به معنای دیدن لایه های پنهان و مخفی و پشت چیزی را دیدن، مواد تفکر را مهیا می کند. در سیر تربیت آن گاه که مربی بخواهد روش صحیح تربیت را اتخاذ نموده و نسبت به متربی اجرا نماید، باید از قواعد حاکم بر انسان بهره ببرد و در نتیجه لاجرم باید فکر او را راه بیاندازد که این کار به وسیله سوال انجام می شود.
آن گاه که متربی سوال دارد، فکر او به راه می افتد و یکی از موادی که می تواند از آنها برای یافتن پاسخ بهره ببرد،تدبر است.
تدبر به طور کلی در چهار حوزه امکان دارد:
1)تدبر در پدیده ها
2)تدبر در حادثه ها
3)تدبر در رفتارها
4)تدبر در حالت های خویش
انسان با تدبر در هر یک، به مواد معرفتی دست می یابد که با ریختن آنها در دستگاه تفکر، در نهایت به شناخت منتهی برسد.
اولا باید گفت: پشت و لایه های پنهانی یک پدیده و یا حادثه را دیدن به چه معناست تا در مرتبه بعد بتوان گفت روش این تدبر چیست؟
برخی اتفاقات در اطراف ما به صورت روزمره در حال تکرار هستند همانند طلوع و غروب خورشید که به آمد و شد شب و روز می انجامد و برخی اتفاقات هرچند وقت یکبار رخ می دهند همانند سیل و زلزله و ... این پدیده ها و حوادث ظاهری دارند که همه انسان ها آن را مشاهده می کنند و باطنی و لایه های پنهانی که در چشم هرکسی پدیدار نمی شود. برای مثال: آن گاه که خورشید طلوع می کند، فردی از این طلوع، آمدن روز را می بیند و فردی به این می اندیشد که این طلوع خورشید با این نظم دقیق، حادثه ای است که خودش در آن نقش و تاثیر و تسلطی ندارد. یعنی اختیار و اراده او در آمدن و نیامدن خورشید نقشی ندارد. همچنین می بیند که این خورشید همه روز از مشرق طلوع کرده و در مغرب، غروب می کند. با خود می اندیشد که اگر خورشید از خود اختیاری داشت و به اراده خودش می آمد و می رفت، چگونه است که یکبار هم نخواسته از مغرب طلوع کرده و در مشرق غروب کند و یا اینکه مدت بیشتری در آسمان بماند. همچنین به این می اندیشد که این خورشید را چه کسی یا چه چیزی ایجاد کرده است؟ در مجموع این سوالات و اندیشه ها و نسبت ایجاد کردن میان آنچه که با دقت و تدبر دریافته است می فهمد که خورشید خالقی دارد که اراده او در آمدن و رفتن خورشید موثر است.
یا در مثال دیگر حادثه ای مانند زلزله اتفاق می افتد و همه خرابی و ویرانی های آن را می بینند اما فردی به این فکر می کند زلزله در اثر چه چیز پدید می آید؟ آیا انسان می تواند از وقوع آن جلوگیری کند؟ آیا اراده انسان در آمدن یا نیامدن آن موثر است؟ و...
حتی حوادثی نظیر برخورد ماشینی به یک فرد که در محاورات مردم از آن به تصادف یاد می شود، کسی شکسته شدن دست و پای فرد ضربه دیده را می بیند و فرد دیگری به علل حادثه فکر می کند.
لذا می توان گفت تدبر در حوادث و پدیده ها، در واقع یعنی دیدن علل و اسباب و غایت وقوع و پدیدایی آنها نه صرفا دیدن نتایج عادی و طبیعی حوادث و پدیده ها. برای مثال نتیجه طلوع خورشید، آمدن روز است به طور طبیعی، اما غایت خلقت خورشید و به دنبال آن آمدن روز، یا علل و اسباب آن چیز های دیگری می تواند باشد.
با این توضیح می توان گفت به طور کلی روش تدبر یعنی یافتن علل و اسباب و غایت، از دقت در خود پدیده و حادثه.
اما تدبر در رفتارها و حالت های انسانی به گونه دیگری است. یعنی فرد هنگامی که یک رفتار مانند نوشیدن آب از خودش مشاهده می کند، به این می تواند بیاندیشید که انسان موجودی است نیازمند به آب و بدون آن نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و درنتیجه همین تدبرات می تواند به نیازهای خود پی ببرد. یا آنگاه که حالت خشمی در خود احساس می کند، می تواند از خود ارزیابی به دست آورد که مثلا آیا او آدمی است که زود خشمگین می شود یا نه؟ در چه مواردی خشمگین می شود و... که در نتیجه خودش را بهتر می شناسد و یا نسبت به دیگران این ارزیابی را کرده و دیگران را می شناسد. این تدبر علاوه بر شناخت علل و اسباب وقوع یک رفتار یا پدید آمدن یک حالت، به شناخت میزان نیازها و دارایی های خود یا دیگران نیز کمک کرده و در نتیجه رسیدن به اینکه چرا این نیازها و دارایی ها و استعدادها در او گذاشته شده و آیا خود در وجود یا عدم وجود آنها نقشی داشته است یا خیر.
همچنین با این توضیح به طور کلی می توان گفت روش تدبر یعنی یافتن علل و اسباب یک رفتار یا حالت و شناخت دقیق انسان از جهت نیازها و دارایی ها و استعدادها و غایت وجود یا عدم وجود این نیازها و داشته ها به وسیله دقت در یک رفتار یا یک حالت.
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعینیا