در روند بحث روش های تربیتی، لاجرم بایستی انسان و استعدادها و قواعد حاکم بر او را می شناختیم. سخن از استعدادها و قواعد حاکم بر انسان به تفصیل گذشت و بنا شد درباره هریک از استعدادهای انسان به صورت جزیی تر مباحثی طرح نماییم. لذا بر همین اساس به تفکر به عنوان یک قوه و استعداد در انسان پرداختیم تا بدین جا که فکر نیازمند موادی است که این مواد را از تدبر و تجربه به دست می آورد. اکنون باید بدانیم که تدبر براساس همان معنایی که دهخدا در لغت برای آن آورده بود که به معنای پشت چیزی را دیدن و یا به لایه های مخفی توجه نمودن، چگونه است و به چه روشی صورت می گیرد؟
این تدبر در چند حوزه جاری است:
1)تدبر در پدیده ها
2)تدبر در حادثه ها
3)تدبر در رفتارها
4)تدبر در حالت های خویش
وقتی تدبر به معنای دقت در لایه های پنهانی باشد اولا باید دقت داشت فردی که با چشم تیز تدبر می خواهد به مسایل نگاه کند پیشینه اش اهمیت بسیار به سزایی دارد یعنی این فرد بر اساس سوالاتی که در ذهن دارد و برای حل آنها دنبال مواد خام می گردد زاویه نگاهش شکل می گیرد. برای مثال فردی شنیده شهداد کرمان آسمانی پر ستاره دارد. این سوال را در ذهن دارد که آیا راست است یا خیر؟ به شهداد سفر می کند و همین که شب می شود دنبال این می رود تا سقف را از بالای سر خود کنار بزند تا ببیند آیا اسمان شهداد پر از ستاره است یا خیر. دقت کنید شبهای شهداد خصوصیات زیادی در خود دارد مثلا هوایش سرد تر است ولی فرد به ستاره هایش جذب شده نه به هوای سردش.پس پشتوانه بسیار مهم است. نمی شود فرد تا با چیزی روبرو شد بگوید ببینم این چه چیز هایی در پشت و نهانش دارد و شروع به استخراج کند بلکه باید زمینه و زاویه دید داشته باشد.
ثانیا هر چه انسان دامنه ی سوالات و کم بود مواد خام را بیشتر حس کند دیگر به ظواهر قناعت نمی کند زیرا این ظاهر چیزی برای او ندارد.
ثالثا طرف دیگر قضیه شی دیگر است.استاد فرمودند نباید بطور کلی گفت ما در همه چیز باید تدبر کنیم. باید مشخص کنیم آن شی خارجی چه چیزی هایی می تواند باشد.که تقسیم بر تدبر در رفتار ها و حالتها و پدیده ها و حادثه ها صورت گرفت.
زمانی که قرار بود قواعد حاکم بر انسان را کشف کنیم کار مان شده بود همین تدبر روی رفتار های اشخاص. نگاه می کردیم ببینم این فرد که تغییر کرده چه اتفاقی برای او افتاده است. خوب این خود تدبر در رفتار بود.
لذا هنگاه تدبر چند اتفاق می افتد:
1.فرد سوالی دارد
2.برای حل سوال کم بود مواد را حس می کند .دچار مشکل در حل سوال می شود
3.بدنبال مواد می گردد.
4. هر چه که در اطراف او هست ممکن است او را در رسیدن به جواب کمک کند.
5.دقت در اطراف(اطراف خارج از رفتار ها .پدیده ها و حالتها و حادثه ها نیستند)
6.بسته به عمق سوال میزان عمق دقت او در اطرافش متفاوت می شود. (گاهی سوال بقدری سطحی است که با دقت در ظاهر، سوال جواب داده می شود. مثلا سوال فرد این است این اسپیکر جلوی من چگونه رو شن می شود؟ به اسپیکر نگاه می کند و می بیند که کلیدی هست و بالای آن نوشته فشار دهید. با همین نگاه به کلید کارش راه می افتد و دیگر کار به تدبر نمی کشد. ولی گاهی فرد سوالش این است صدا چگونه از این جعبه پلاستیکی بیرون می آید این دیگر با دقت در ظاهر کار حل نمی شود بلکه باید ببیند این اسپیکر از چه قطعاتی تشکیل شده و هر قطعه چه کارایی دارد و در رابطه بین انها دقت کند تا بفهمد این شی پلاستیکی چگونه صدا می دهد. پس باید پشت کار را بنگرد.
7.کشف لایه های زیرین
8.استفاده از انها در حل سوالات
سوال: چه وقت انسان تدبر می کند؟ آیا اساسا می توان بطور کلی تمام تدبر ها را به سوال دار بودن فرد ختم کرد یا خیر می شود انسان سوالی در ذهن نداشته باشد ولی عمیق نگاه کند به اطرافش؟ اگر جواب این سوال معلوم شود می توان براحتی راه فعال کردن تدبر را پیدا کرد.
بنظر می رسد تا زمانی فرد سوالی در ذهن نداشته باشد و در حل ان عاجز نمانده باشد، متدبر نمی شود زیرا از انجا که انسان معمولا سطحی نگر و فراموش کار است تا چیزی برای او مسئله نشود تدبر نمی کند پس می توان گفت برای این که تدبر و دقت عمیق در فرد شکل بگیرد بهتر است فرد را سر شار از سوال هایی بیاییم که برای حل انها بدنبال مواد می گردد و هر چه تشنه تر توجه بیشتر.
برای مثال فردی که تشنه است و بدنبال اب می گردد هر چه که تشنگی فرد بیشتر شود دقت اش در اطرافش برای کشف اب بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که ظاهر درخت را می بیند و لی حواسش در اب میان بافتی موجود در تنه و برگهای ان است.این گونه فردی با این دقت بدرخت می نگرد در صورتی که شاید این فرد هزاران بار درخت را دیده و به زیبایی ظاهری آن بسنده کرده است.
پس می توان روش فعال کردن تدبررا این گونه بیان کرد.
1.سوال دار کردن فرد(سوالاتی عمیق نه سطحی)
2.تفهیم اینکه برای حل سوالات باید خود دست بکار شوی(چون اگر انسان کسی را کمک حال یا حلال مشکلات خود بداند کم کاری کرده و دقتش را کم می کند)
3.تفهیم اینکه جواب سوال در پیرامون توست و نیاز به دقت دارد
4.فرد بدنبال مواد برای حل سوال خود می گردد.
ایا صرف اینکه فرد به عمق اطراف توجه کند متدبر می شود؟ خیر او باید رابطه اطرافش با سوالش را دائما مد نظر داشته باشد و دارد برای پیدا کردن مواد برای چه سوال سراغ اطراف ش رفته و با توجه به ان دقت کند.
برچسب:
نویسنده: هیراد زارعینیا